تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی جنین

 

تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی (PGD) به فرآیندی گفته می‌شود که در آن به منظورانجام آزمایشات ژنتیکی، قبل از انتقال جنین به رحم، یک سلول از جنین لقاح‌یافته در آزمایشگاه جدا شده و مورد بررسی ژنتیکی قرار داده می شود.

 عبارت PGD به صورت کلی اشاره به هرگونه تستی دارد که روی جنین قبل از انتقال آن به رحم و جهت غربالگری جنین انجام می‌شود. ولی بهتر است که تمایزی بین تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی و غربالگری ژنتیکی پیش از لانه گزینی قائل شویم:

 

  • تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی (Preimplantation Genetic Diagnosis; PGD):

این روش شامل جدا کردن یک سلول از جنین قبل از انتقال آن به رحم است تا سلامت جنین را از نظر وجود ناهنجاری‌های ژنتیکی خاص مانند سیستیک ‌فیبروزیس آزمایش کنند. به این روش، پی جی دی سلامت نیز گفته می شود.

  • غربالگری ژنتیکی پیش از لانه گزینی (Preimplantation Genetic Screening; PGS):

غربالگری ژنتیکی پیش از لانه گزینی یا PGS، شامل آزمایش کردن کلی کروموزوم‌های جنین است. PGS به دنبال تشخیص یک بیماری خاص نیست بلکه به دنبال غربالگری جنین با تعداد طبیعی کروموزوم، با استفاده از تست کاریوتایپ یا تست آنوپلوئیدی است.

 

از PGD و PGS همچنین در تعیین جنسیت جنین برای ایجاد توازن جنسیتی خانواده نیز استفاده می گردد.

PGD و PGS برای چه افرادی  کاربرد دارد؟

 

  • در بیمارانی که از روش IVFاستفاده می‌‌کنند و سن خانم بالای 38 سال است.
  • در بیمارانی از هر گروه سنی که شکست‌‌‌های متوالی در روش IVF داشته‌اند. (معمولاً سه شکست یا بیشتر)
  • به منظور غربالگری بیماری‌‌‌های ژنتیکی وراثتی
  • در بیماران ناقل جابه‌جایی‌‌‌های کروموزومی
  • در بیمارانی که سقط‌‌‌های مکرر دارند
  • جهت تعیین جنسیت جنین

 

از PGD و PGS برای تشخیص چه بیماری هایی استفاده می شود؟

تعدادی از بیماری‌های ژنتیکی که توسط روش‌‌‌های تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی مورد بررسی قرار می‌‌گیرند عبارتند از:

  • سندرم داون
  • سندرم ترنر
  • سندرم ادوارد
  • سندرم کلاین فلتر
  • بیماری تی‌ساکس
  • فیبروز‌سیستیک
  • تالاسمی
  • بیماری‌‌‌های مرتبط با کروموزوم X مانند هموفیلی و دیستروفی عضلانی
  • آتروفی عضلانی ‌ـ ‌نخاعی

 

تکنیک آزمایشگاهی:  

در سال‌‌‌های اخیر تکنیک‌‌‌ های نمونه ‌برداری از جنین و تکنولوژی‌‌‌ های ژنتیکی که روی سلول‌‌‌های جداشده از جنین‌ها استفاده می‌شوند٬ پیشرفت‌‌‌های زیادی داشته‌اند. امروزه از مراحل مختلف تکوین تخمک و جنین می‌توان نمونه ‌برداری کرد. درحال حاضر این نمونه برداری ها در سه مرحله‌ اصلی از تکوین جنین انجام می گردند:

  • نمونه‌برداری از جسم قطبی:

نمونه ‌برداری از جسم قطبی در مراحل اولیه‌ جدا شدن جسم قطبی از تخمک و هنگامی‌‌ که امکان بررسی محتوای ژنتیکی آن وجود دارد انجام می‌شود. اولین جسم قطبی در تقسیم اول تخمک تولید می‌شود و می‌توان آن را جدا کرده و محتوای ژنتیکی آن یا هرگونه ناهنجاری ژنی احتمالی را، بررسی نمود. جسم قطبی دوم، هنگام نفوذ اسپرم به درون تخمک (به‌صورت طبیعی در محیط کشت یا با روش تزریق درون‌ سیتوپلاسمی اسپرم (ICSI) و قبل از الحاق محتوای ژنتیکی هسته‌ این دو، تولید می‌شود. اجسام قطبی٬ عملکرد مشخصی جز کمک به تقسیم سلولی ندارند و محصولات جانبی تقسیم جنسی تخمک در نظر گرفته می‌شوند. جسم قطبی اول را بعد از جمع‌آوری تخمک‌ها توسط روش‌‌‌های میکروسکوپی جدا می‌‌کنند. در این روش جسم قطبی را در موقعیت مورد نظر (ساعت شش یا دوازده) با پیپت نگه داشته، شکاف‌ ریزی در پوسته‌ خارجی جنین ایجاد و با یک پیپت٬ جسم قطبی را جدا می‌‌کنند. جسم قطبی دوم نیز به همین شیوه به درون پیپت شیشه‌ای مکیده می‌شود. تخمک‌‌‌های استفاده شده نیز به ظروف کشت برگردانده شده و انکوبه می‌شوند.

آنالیز‌‌های ژنتیکی در این روش فقط روی تخمک‌‌‌های لقاح‌یافته انجام می‌شود. با بررسی کردن جسم قطبی اول یا اجسام قطبی اول و دوم با هم، آرایش ژنتیکی تخمک و سهم ژنتیکی مادری در جنین ایجاد شده تعیین می‌شود.در بعضی موارد لازم است که این نوع تشخیص با انجام نمونه‌برداری از بلاستومر تأیید شود. نمونه ‌برداری از جسم قطبی نیاز به جدا کردن سلول از خود جنین یا بافت‌‌‌های تشکیل‌دهنده‌ جفت ندارد. نمونه‌برداری از جسم قطبی برای زوج‌‌‌هایی که در آن‌ها سن خانم بالاست، یا خانم ناقل جابه‌جایی کروموزومی یا یک وضعیت ژنتیکی ارثی است، انجام می‌شود. در این روش٬ ناهنجاری‌‌‌های ژنتیکی که از پدر به ارث می‌رسند٬ شناسایی نمی‌شوند. از طرفی بعضی ناهنجاری‌‌‌های ژنتیکی که هنگام لقاح رخ ‌‌‌‌می‌دهد٬ با این تست آشکار نمی‌شوند. در نتیجه نمونه ‌برداری از اجسام قطبی، محدودیت هایی در تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی ایجاد می‌کند.

  • نمونه ‌برداری از بلاستومر یا جنین:

نمونه‌برداری از بلاستومر یا جنین در روز سوم تکوین جنین٬ انجام می‌شود. در این مرحله، جنین معمولاً حاوی چهار تا هشت سلول است. در این روش٬ شکافی به اندازه‌ی 20-25µm در پوسته‌ی خارجی جنین ایجاد می شود و یک بلاستومر از هر جنین برداشته می شود. سپس بلاستومر‌‌های جدا شده به درون محیط کشت منتقل می‌شوند. نمونه ‌برداری از بلاستومر، در روز سوم لقاح انجام می گردد. در این مرحله‌ از رشد جنین، همه‌ سلول‌ها شبیه به هم هستند، در نتیجه جدا کردن یک سلول در این مرحله  تأثیر حیاتی در تکوین نداشته  و جنین  قادر به جبران سلول برداشته ‌شده خواهد بود. البته گاهی ممکن است انحراف در تقسیم سلولی باعث متفاوت شدن یک یا دو سلول دختری از سلول مادری شان شود که این پدیده موزائیسم نام دارد. وقتی تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی از طریق نمونه‌برداری از بلاستومر انجام می‌شود، موزائیسم اهمیت پیدا می‌کند زیرا امکان دارد سلول جدا‌شده جهت آزمایش ژنتیکی، نماینده‌ کل سلول‌های جنینی نباشد. برای مثال، اگر طی PGD یا PGS، نمونه‌ بلاستومری جداشده غیرطبیعی باشد، کل جنین غیرطبیعی در نظر گرفته خواهد شد حتی اگر باقی سلول‌‌‌های موجود در جنین سالم باشند. خلاف این موضوع نیز صادق است؛ جنینی با هفت سلول غیرطبیعی و یک سلول طبیعی، طبیعی در نظر گرفته می‌شود اگر سلول هشتم که  برداشته شده٬ از لحاظ ژنتیکی طبیعی باشد.

  • نمونه‌برداری از تروفکتودرم:

 نمونه‌برداری از تروفکتودرم در روز پنجم بعد از لقاح انجام می‌شود. سلول‌‌‌های تروفکتودرم بافت‌‌‌های خارج جنینی هستند به این معنی که جزئی از جنین نخواهند بود و ساختار‌‌های پشتیبان مانند جفت و غشا را تشکیل ‌‌می‌دهند.

این نمونه ‌برداری در مرحله‌ بلاستوسیست از تکوین جنین انجام می شود. در این روش٬ به جای برداشتن بلاستومر‌‌های منفرد، چندین سلول تروفکتودرم توسط پیپت نمونه ‌برداری جدا می‌شوند. سلول‌‌‌های جداشده از لحاظ طبیعی بودن کروموزوم (PGS) یا برای تشخیص یک نقص ژنی خاص(PGD)٬ در آزمایشگاه ژنتیک٬ آزمایش می‌شوند.

نمونه‌برداری تروفکتودرم تبدیل به روش ارجح انتخاب جنین در آزمایشگاه‌‌‌های IVF شده است زیرا ریت لانه گزینی را افزایش ‌‌‌‌می‌دهد. مهم‌ترین مزیت این روش، تعداد نسبتا بالای سلول‌‌‌های به دست آمده و در نتیجه افزایش محتوی ژنتیکی آنالیز شده و تشخیص آسان تر می باشد. معمولاً 10 سلول در روز پنجم نمونه‌برداری می‌شوند که سهم کوچکی از تعداد کل سلول‌‌‌های بلاستوسیست (70 تا 100 سلول) را تشکیل ‌‌‌‌می‌دهند.

در این روش٬ تکوین جنین تحت تأثیر قرار نمی گیرد زیرا سلول‌‌‌های داخلی که جنین را تشکیل ‌‌می‌دهند٬ دست‌نخورده باقی می‌مانند. مزیت دیگر این روش این است که کشت جنین در مرحله‌ بلاستوسیست، میزان جنین‌‌‌های دارای نقص کروموزومی را به صفر می‌رساند و تعداد جنین‌‌‌های آنالیزشده را کاهش ‌‌‌‌می‌دهد.

در این روش٬ به دلیل آماده نشدن به موقع نتایج آزمایش‌های ژنتیکی، جنین باید فریز شود و پس از وقفه‌ای یک ماهه٬ به رحم انتقال یابد.

 این نمونه برداری نیازمند پیشرفت جنین تا مرحله‌ بلاستوسیستی می ‌باشد و از آن جایی که همه‌ جنین‌‌‌ ها تا این مرحله رشد نخواهند کرد، بنابراین تا رسیدن به این مرحله، تعداد زیادی از جنین هایی که دارای مشکل بوده اند، خود به خود از بین می روند.

تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی و غربالگری جنین، لزوماً همراه با روش‌های کمک ‌باروری  مانند IVF و میکرواینجکشن انجام می‌شود و حتی زوج‌‌‌های بارور و سالم در صورتیکه بخواهند از این روش استفاده کنند٬ نیز باید تمامی مراحل مربوط به روش های کمک باروری، از جمله تحریک تخمدان ها برای تخمک گذاری، تخمک گیری یا پانکچر و تلقیح آزمایشگاهی تخمک ها را انجام دهند که در قسمت عمل IVF  و میکرواینجکشن٬ این مراحل به تفصیل توضیح داده شده است.

 

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز باروری و ناباروری اصفهان می باشد طراحی و اجرا فرابرد شبکه